دُختَری می نـِویسَد ...

خاص نـِوشتـَن های ِ زَهـــــرا 😇
🌸 یک شهروند معمولی - علی شریفی

معمولی بودن !

معمولی بودن در زندگی، میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد.

مثلا:

شاگرد معمولی بودن، قیافه معمولی داشتن، دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن .معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن

...

منظورم از "معمولی" همان است که عالی و ایده آل و منحصر به فرد و کمیاب و در پشت ابرها نیست، بلکه همین جا، روی زمین، کنار ما، فراوان و بسیار هست.

فرهنگ ایده آل گرایی تیغ دولبه ای است که هم انگیزه ایست مثبت برای پیشرفت و هم می تواند شوق و ذوق فراوان آدمهای معمولی را شهید کند. 

من مثلا بعد از سالها با علاقه نقاشی کشیدن، روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه نقاشی را کنار گذاشتم. این کنار کشیدن زمانی بود که همکلاسی دبیرستانم، در عرض دو دقیقه با مداد بی جانش، چهره معلم مان را کوبید کنار طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از او بکشم.

حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نابغه بود و تمرین و پیگیری من خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت معمولی بودن را تحمل نکنم.

آن روزها آنقدر ضعیف بودم که با شاخص های "ترین" زندگی کرده و خود را مقایسه می کردم. و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می کند.

شاید همه آدم ها اینطور نباشند. من اما، همیشه در درونم یک سوپر انسان داشته ام که می خواست اگر دست به گچ بزند، آن گچ حتماً بایستی طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن را ندارد.

اما امروز فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند، نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.

حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.

تصمیم گرفته ام خودِ معمولی ام را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین"هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولیم عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به منِ معمولی عشق 

بورزند.

💬
🌸 30.حَرفام

حالا هی از این سو غلت بخور به آنسو!

حالا هی فکر و خیال کن!

با غصه خوردن و دلشوره گرفتن هیچ چیز درست نمیشود رفیق!

باور کن فلسفه ی دنیا، قصه ی همان درویشی ست که وقتی از او خواستند زندگی را معنا کند، خورجینش را زیر سر گذاشت و خوابید و دیگر بیدار نشد! 

نمان در گذشته

خاطرات را رها کن

جلو جلو هم ندو که از نفس می اُفتی...

حال را دریاب تا حالت خوب باشد!

چایت را دم کن...صدای موسیقی را کمی بلند...بایست مقابل پنجره...عمیق نفس بکش و فکر کن به هیچ چیز!

به هیچ چیز فکر کن...

انقدر سخت نگیر رفیق

انقدر سخت نگیر!

🌸 حرف هایی که باید گفت...

بزرگ‌ترین خیانت تکنولوژی به روابط عاشقانه‌ی ما، این است که نمیگذارد

چیزی « تمام » شود

شبکه‌های اجتماعی فقط اولش را بلدند؛ شروع کردنش را، دوتا آدم را نشانِ هم میدهند - با عکس‌ها و کلمه‌ها و نشان‌ها - و ترغیب‌شان میکنند که همدیگر را بیشتر بشناسند

از فضای عمومی بروند توی گپ‌های خصوصی، حرف بزنند باهم و از زمین و زمان بگویند و از خودشان، « ببینمت » و برای هم عکس بگیرند؛ خیلی هم خوب

اما آن طرف ماجرا، وقتی قصه‌ی دو نفر تمام میشود - به هر دلیل - درستش این است که آن دو آدم همدیگر را نبینند؛ نشنوند؛ نخوانند دست کم تا مدتی، که زخم‌ها التیام یابد و هیجان‌ها فروکش کند و دل‌ها به چیزی دیگر قرار بگیرد

اما تکنولوژی، بیخیالِ همه‌ی اینها کار خودش را میکند، آن دو آدم را هی، هی، هی نشانِ هم میدهد، یادِ هم می‌اندازد، ماجراشان را پیش میبرد و قصه‌شان را ادامه میدهد

دیگر فقط یک شماره نیست که اگر نگیری‌اش کم‌کم فراموشت شود، یا یک نشانی که اگر طرفش نروی از یادت برود، یادگارِ محبوبِ از دست رفته، دیگر فقط چند تکه عکس و چند کاغذ نامه نیست که پاره و سوزانده شود

در روزگار تلگرام و موبایل و اینترنت، آن که رفته و با خود دلی شکسته برده، هنوز از در و دیوار در تجلی است؛ با عکس‌هایش، خنده‌هایش، کلمه‌هایش و ردی از خودش که هنوز، همیشه به جاست 

حتی اگر نخواهی بخوانی و بدانی و بشنوی و ببینی، ادامه دارد، و چون ادامه دارد، پس هست، و چون هست، پس هنوز تمام نشده است، و این « هنوز » - خدا میداند که ـ برّنده‌ترین تیغ دنیاست؛ می‌کشد و می‌بُرد و خون میریزد؛ هر روز، هنوز...


#ناشناس

🌸 28.حَرفام

چقدر خوب است این آدمی که وقتی شما در کنارش هستید 

و قرار است ساعاتی را با هم بگذرانید مدام سرش توی گوشی نیست.

وقتی دارید حرف می زنید توی اینستاگرام پست لایک نمی کند

 یا مشغول جواب دادن به پی ام های تلگرامش نیست.

 اصلا تلفن همراهش را از جیب یا کیفش بیرون نمی آورد.

 آن دقایق می شود انسانی بیگانه با تکنولوژی! 

چقدر خوب است که وقتی با هم می روید جایی و می نشینید

 یک چیزی بخورید؛

 تمام حواسش به در ورودی و آمد و شد مردم نیست 

و زنها و مردها را پشت این میز و آن میز ورانداز نمی کند. 

چقدر خوب است

 وقتی این آدم در میان هیاهو و شلوغی   دستانش را می گذارد

زیر چانه اش و زل می زند

 به چشمانت و طوری به حرف های ساده و پیش پا افتاده ات گوش می کند

 که خودت هم به این فکر می افتی

 که چقدر داری حرف های مهمی می زنی!

همچین آدم هایی را اگر دارید، 

دوست نداشته باشید... 

حیف است.

این ها را عاشق باشید.

این ها فوق العاده اند.

🌸 27.حَرفام

‏بى حسى بهترین حس دنیاست. نه خوشحالى، نه ناراحت، نه نگران، نه عصبى، نه منتظر، هیچى نیستى. هیچى. تازه برگشتى به ابتداى خلقتت. تمیز، ناب، خالص!

🌸 26.حَرفام

بعضی وقتہا فقط یه تلنگر کوچک کافیه تا ...

منفجر شی ، تا از بالای یه بلندی پرت شی پایین ، تا اون ظاهر خوشحال و لبخند مسخرت از بین بره ..!

بعضی وقتہا اونقدر حرف و درد داری که نمیدونی از کجا شروع کنی و کیو مقصر بدونی ، خودت رو زندگی رو یا ....! 

دقیقاً همونجاست...

کلی حرف داری که باید بزنی ولی کلمه ها کنار هم مرتب نمیشنو لال میشی :))

🌸 25.حَرفام

یه وقتایی میری تو خودت، فکر میکنی چند روز اینجوری باشم بهتر میشم ولی چندسال طول میکشه و دیگه نمیتونی یا نمیخوای با آدمها ارتباط برقرار کنی.

🌸 22.حَرفام

زیر بار مشکلات له میشی میگن برو خداروشکر کن سالمی
مریض میشی میگن برو خداوشکر کن زنده ای
میمیری میگن خوب شد مرد راحت شد !!

خنثی چشم
🌸 21.حَرفام

اگر طاقت نقد منصفانه رو نداریم لااقل شعور و درک حفظ حرمت دوستی ها رو داشته باشیم.

🌸 20.حَرفام

توی دلم هر روز و هر شب رخت می شویند

باید برای درک این دلشوره #زن باشی!

🌸 19.حَرفام

اونیکه تو دعوا زودتر میگه ببخشید 

کمتر مقصره فقط میترسه 

با ادامه پیدا کردنش 

همه چیزای خوب یهویی تموم شه … 

🌸 18.حَرفام

حد فاصله عبور از سیاهی و رسیدن به سپیدی ؛

کلامی ،

نگاهی ، 

لبخندی ،

قدمی ،

اندیشه ای ،

یا بهانه ای از جنس خوبی میخواهد و بس . 

🌸 17.حَرفام

‏دیدی بعد دعوا تازه اشتی میکنید تا دو ساعت چقد باهم خوبید

کاش میشد اون دو ساعتو کپی کرد و در تمام لحظات پیست کرد :(

🌸 اَندَر اَحوالات ِ این مُدَت

دی: 

یعنی چی کریسمس تبریک میگین؟ ریدین به فرهنگ کشور٬این جشن خارجیاست

فروردین: 

سفره هفت سین کاخ سفیدو دیدی؟ خیلی باحاله. دمشون گرم چقدر متمدنن. 

🌸 15.حَرفام

‏همیشه میخواستم همدمی رو پیدا کنم که حرفام رو بفهمه ،الان دیگه هیچ حرفی ندارم وبازهم کسی نمیفهمه! 😐

🌸 14.حَرفام

کارهای عقب افتاده مثل اشغال های تو جوب میمونن که آخرش یه جا همشون باهم راه جوب رو میبندن.

🌸 13.حَرفام

اونایی که شبایی که خیلی خستن 

ولی خوابشون نمی بره ،

 همون کسایی اند که توی مترو داره 

از هر طرف بهشون فشار میاد 

اما بازم اگه ازشون بپرسی 

ایستگاه بعدی چیه با لبخند جواب میدن ، همونایی ک وسط درد دلت با یه آه غلیظ نمیگن : 'این ک چیزی نیس من یه غم دارم با فلان قد طول و عرض و پهنا' ،

 نگاهت می کنن و دلداریت میدن.

کسایی که شبایی که خیلی خستن فقط خودشون می مونن و سقف ،

کسایی که خوب میدونن خیلی چیزا گفتنش چیزی رو حل نمی کنه.

🌸 زول نزنیم

زُل زدن مایه ی آزار است زُل نزنیم؛ به زن چاق توی پراید، به النگوهای طلایی ردیف توی دستش. به زن و شوهری که توی خیابان بحث می کنند، به مرد دست و پا شکسته ی عصا به دست، به ویلچرنشینش حتی؛ با ماسک و بی ماسک. به دختری که با علاقه به گربه های کثیف و لاغر مردنی توی خیابان غذا می دهد، به زنی که روی نیمکت پارک تنها نشسته و آرام اشک می ریزد. به بچه ی مریض، به آدم علیل، به زیپ باز پیرمرد، به دست لرزان و چروکیده ی پیرزن، به دخترک ژنده پوش فال فروش، به جوان شیک روزنامه فروش؛ زل نزنیم به آدم های ِتا مغز ِ استخوان خیسِ بدون چتر؛ به زن و شوهر با اختلاف سنی زیاد، که دست همدیگر را گرفته اند و راه می روند، به دوست داشتنشان زل نزنیم؛ به درز پاره ی لباس، به صورت سوخته و پوست جمع شده، به زن زیبا، به مرد زشت، به زنی که دوربین به دست از زمین و زمان عکس می گیرد، به تنهایی زنی که برای خودش گُل می خرد؛ به مردی که راه می رود و زیر لب با خودش حرف می زند. به گدا، به دیوانه؛ به دیوانه ها هم زل نزنیم، بگذاریم آرام برای خودشان لبخند بزنند، بخندند. بگذاریم آنکه دلش گرفته و اشک می ریزد هم با خیال راحت گریه کند، زل نزنیم، زل زدن مایه ی آزار است.  کاش مجلس قانونی وضع می کرد و زُل زدن را جرم اعلام می کرد. کاش سر در هر مدرسه ایی می نوشتند وای بر زُل زنندگان...

🌸 12.حَرفام

اونیکه روز و شب

تو ذهنته 

تو قلبته 

تو خوابته

دلیل نمیشه که کنارتم باشه!💔

🌸 11.حَرفام

اصلا تئوری خوبی نیست که برای حالِ خوبت نیاز به دیگران داشته باشی...!

اتفاقا تنهایی خیلی هم خوب است!

البته که باید تنهایی را بلد باشی... .

میخواهی یک فنجان چای بنوشی؟

باشه قبول...!

اما چرا با یک موسیقی همراهش نمیکنی؟

صبح که بیدار میشوی

حالا مقصدت هر کجا که باشد

چطور است یک مقدار زودتر از خانه بزنی بیرون و پیاده روی کنی و اهدافت را مرور کنی؟

نه اهدافِ خیلی طولانی مدت!

همینکه مثلا تا آخر هفته فلان کتاب را بخوانی هدف است و عملی کردن اش باعث شادابی ست.

اصلا چرا با خودت حرف نمیزنی؟!

با خودت درد و دل کن.

ببین چه چیزهایی آرامش ات را بر هم میریزد

همه را دور بریز

ببین چه غذایی را هوس کرده ای

برای خودت آشپزی کن... .

آخ که چه کیفی میدهد همراهِ آشپزی یک آوازی هم زمزمه کرد و سر را تکان داد!

شب ها تایم خوبی ست برای فیلم دیدن

چقدر مزه میدهد مادر را همراه با یک بشقاب سیب زمینیِ سرخ کرده یا کاهوی آغشته به سکنجبین به تماشای فیلم دعوت کرد!

و خیلی خوب است هنگام خواب تمام رفتارهای لبخند آمیزِ روز را در دفتر یادداشت نوشت تا دوباره تکرار کرد و رفتارهایی که صلب آرامش کردند را فاکتور گرفت!


میدانی چیست رفیق؟

.مسیر تنهایی را اگر بلد باشی

دیگر راه نمیفتی دنبالِ جزیزه ی ناشناخته ی آدم ها...!

که گم شوی

و بدهکارِ لحظاتی که میتوانست با حالِ خوب همراه شود!


🌸 10.حَرفام

‏خیلی دوست دارم از جمله "این راهی که میری تهش بن بسته" استفاده کنم ولی متاسفانه منم خودم تو همون راهم :|

🌸 9.حَرفام

آدم گاهی روزهایی درزندگیش تجربه میکنه که تا وقتی زنده ست ازخودش میپرسه که چه جوری تونستم اون روزها رو بگذرونم.

🌸 تموم شد رفت

از زیبایی‌های پائیز میتونم به تموم شدنش اشاره کنم. 

🌸 7.حَرفام

شب است و حالم کمى بى حال است !

🌸 6.حَرفام

عکسِ پروفایل چیز جالبی ست

نشسته ای و با یک نفر داری چت میکنی و هر از چند گاهی عکس پروفایلش را میبینی که خب دارم با چه قیافه ای حرف میزنم ؟!

چیز جالبی ست چون طرف آن ورِ خط معلوم نیست با چه وضع ظاهری نشسته و چه مدلی ست !

ژولیده یا مرتب فرقی ندارد چون تو داری عکس پروفایلش را میبینی که خب در اکثر موارد خوشگل و خوش تیپ هستند !

اینکه بعضی ها دماغ عمل میکنند قابل درک است ..

من خودم یک دوست داشتم که در مسابقاتِ دو و میدانی اول شد ، حالا چه ربطی به دماغ دارد؟

خب دماغش دو قدم از نفری کناری اش جلوتر زده بود !

خب این دوستِ من باید عمل میکرد خدایی !

اما بعضی ها این روزها عمل زیبایی که نه عمل زِشتایی میکنند و عکس پروفایل پُر رونقی دارند و وقتی به عکس پروفایلشان مراجعه میکنی کمِ کم 148 تا عکس گذاشتند که خدایی نکرده ژستی از قلم نیفتد !! :|

به اینستاگرامشان هم اگر سری بزنی در پست ها عکسِ یک لب را میبینی که یک آدم از آن آویزان است

و زیرش نوشته « من یک جوجو هستم » و حدودِ 17893642 لایک خورده و 100000 تا کامنت !!

که حالا کاری به آن همه کامنت ندارم که گفته اند تو جوجو نیستی طاووسی .. آن مردک را برایم پیدا کنید که گفته « هنرمند جان » !! :|

حیف اینجا خانواده رد میشود وگرنه جوابت را میدادم مردکِ بـــوق !

حالا بدبخت هنرمند دو ساعت تولید معنا میکند سه تا کامنت میگذراند

که یکی اشتباهی دستش خورده

آن یکی تبلیغ رژ لب کرده

و نفر سوم نبشته بد نبود !!

بماند که یکی از بچه های دانشگاه عاشقِ دختری در کلاس تاریخ شده بود و با دخترِ دیگری در کلاس ادبیات مزدوج شد !

گفتم چطور شد برادر ؟

گفت قیافه شان که مو نمیزد فقط صدای این بم تر بود ؛ منم بم دوست داشتم ..

تازه پنج نفرِ دیگر هم با همان چهره و صدای متفاوت نشانم داد !!

اوه اوه دارم به این فکر میکنم کِی بشود صدا را هم عمل کنند آن وقت مردها باید به زن هایشان عزیزم یابِ دیجیتالی نصب کنند !

اما به نظر من دلیل اینکه در مصرف لوازم آرایش و عمل زیبایی جزو کشورهای اول در جهان هستیم این است که مردهای مثلا آریایی بیش از هر مردی در جهان به این چهره ای که قرار است چند ماهِ دیگر عادی شود توجه ویژه ای دارند !

راجع به هیکل و اندام هم بگذار نگویم !

اصلا اخلاق و رفتار کیلویی چند است ؟! :)

هر چقدر لوازم آرایش اش مرغوب تر و خودآرایی اش بهتر ، دلنشین تر !

ای بابا قرار نبود کار به اینجا بکشد !

داشتم از پروفایل میگفتم !

بیخیال ..

مهم این است که دست اجنبی کوتاست از خاک !!

🌸 5.حَرفام

لیاقت شما دقیقا همونیه که الان هستید، نه بیشتر و نه کم تر! اگرم فک مى کنید چیز دیگه ایه باید براش تلاش کنید و غرغر نکنید، تمام!


🌸 4.حَرفام

دنیای حقیقی و مجازی نداره

اونیکه بیشعوره، همه جا بیشعوره!

 
+ مزاحمای وبلاگی همچنان زنده اَن...
🌸 3.حَرفام

‏زندگی ام طوری شده که شب ها انگیزه ای برای خواب ندارم و‌ صبح ها انگیزه ای برای بیدار شدن!

🌸 2.حَرفام

بعضی وقتا یه کارایی میکنیم

حالا از روی ندانم کاری،یا از روی لجبازی با یکی،اصلا از روی لجبازی با خودمون،یا از روی عصبانیت..

از روی هرچیزی..

یه کارایی میکنیم که شروعش واسمون آسونه

اما به وسطش که میرسیم سخت میشه

شنیدی میگن طرف مثل خر تو گل گیر کرده..

حکایت همونه..

اونجاعه که پشیمون میشیم

اونجاعه که میفهمیم هیچ وقت پایان خیلی کارا مثل شروعش آسون نیست ...


🌸 حَرفام

آدم های آروم همیشه یه ذهن شلوغ دارن..

برای همه ما
همه روزها فراموش می شوند
به جز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچکس نگفته ایم


لینک وبلاگم برای بلگفایی ها :
yon.ir/ziz4k
❤ دِسکتاپ ❤
📚 خاک خورده هام 📚